گذشت لحظه های با تو بودن ودر پاییز عشقمان،
طعمی از دوست داشتن باقی نماند،
چقدر زودگذر بود قصه من و تو،
ودر آن روز که دست بی رحم تقدیر،
درو کرد گندمزار دلهایمان را،
وتهی شد همه جا از عطر گل عشق،
و در کوچ پرنده های غمگین،
در آن کویر آرزو ،
شاعری دلشکسته و تنها می نوشت
شعری به یاد با هم بودنها،
شعری برای خشکیدن
گلهای عشق در مزرعه دوست داشتنها،
قطره اشکی به یاد همه خاطره ها
برچسب: گذشت لحظه ها,
نویسنده: maryam
تاريخ: يکشنبه
8 ارديبهشت
1392 ساعت: 0:07